مرتبط با :
کوارک یا نیروی قوی، از طریق ذرات مبادله کننده یا گلوئونها انتقال می یابد که بین کوارکها در پرواز هستند. این نیرو مانند چسب، پیوستگی بین کوارکها را تضمین میکند. نیروی هستهای و نوترونها را در هسته اتم به هم پیوسته نگاه میدارد.
2- نیروی الکترومغناطیسی:
این نیرو توسط فوتونها یا ذرات نوری مبادله میشوند و در نتیجه این ذرات نوری که بین ذرات باردار در پرواز هستند به یکدیگر متصل میشوند.
3- نیروی ضعیف:
این نیرو فقط در فاصلههای خیلی کم اثر گذار است، این نیرو که نیروی ضعیف نام دارد توسط ویکونها انتقال مییابد.
4- نیروی جاذبه یا گرانش:
این نیرو، تمام ذراتی را که دارای جرم هستند جذب میکند. این نیرو بسیار ضعیف است و اگر میبینیم در کل کیهان اثرگذار است به این دلیل است که مانند نیروی الکترومغناطیسی نیست که در آن بارهای همنام یکدیگر را دفع کنند و باعث ضعیف شدن خود شوند.
چهار نیروی بنیادی
|
نوع نیرو |
بار |
ذرات مبادله کننده (چسب) |
|
1- قوی |
بار رنگی |
گلوئونها |
|
2- الکترومغناطیسی |
بار الکتریکی |
فوتونها |
|
3- ضعیف |
بار ضعیف |
ویکونها |
|
4- گرانش |
جرم |
کراویتونها |
کیهان شناسی:
کوچکترین بعد شناخته شده در دنیا cm14-10 و بزرگترین بعد شناخته شده 1028 cm گسترش دارد. نور فاصله 14-10 سانتی متر رادر 24-10 ثانیه میپیماید و این کوچکترین فاصله زمانی است. طولانی ترین زمان شناخته شده، مدت حیات عالم است که برابر 1018 ثانیه است. مقایسه این دو رقم باز هم نسبت 1024 را میدهد. کیهان شناخته شده بر دانش ما 1023 منظومه دارد که هر یک به طور متوسط 1035 گرم جرم دارند. جرم عالم 1058 گرم است. هر گرم ماده نیز حاوی 1024 پروتون است. بنابراین قسمت معلوم عالم 1082 پروتون دارد.
انفجار بزرگ (پیدایش عالم):
ماده در حال انبساط (1) عالم را فراگرفت و نخستین بار ادوین هابل (2) در سال 1920 این پدیده را کشف کرد. پیدایش عالم با انفجار بزرگ پیش مادهای بسیار متراکم و کوچک آغاز شد که همه ماده موجود در عالم و نیروهای گوناگون ان را در خود نهفته داشت. انتشار و انبساط ماده به تدریج سبب پیدایش کهکشانها و مجموعههای کیهانی گردید. زمانی کوتاه پس از انفجار بزرگ تشعشع امواج کوتاه در حرارت 3 درجه کلوین آغاز شد و سراسر عالم را فرا گرفت، و این اولین انرژی آزاد شده از پیش ماده بود. چهار نیروی اصلی موجود در عالم نیروی گرانش، نیروی الکترومغناطیسی، نیروهای هستهای قوی و ضعیف بودند که در پیش ماده و شاید به گونهای دیگر متمرکز بودند، چون دیو از بند رسته، آزاد شدند. نیوتن نخست نیروی گرانش را کشف کرد. این نیرو پس از زمان پلانک یعنی 43-10 ثانیه، پس از انفجار بزرگ از نیروهای دیگر جدا شد. ماده نیز دچار انبساط سریعی شد و به دنبال آن سه نیروی دیگر از هم جدا شدند. نیروی قوی هستهای سبب اتصال پروتونها و نوترونها به یکدیگر شدند و هسته اتمها را تشکیل دادند. نیروهای ضعیف هستهای به گونهای سبب تجزیه رادیواکتیو گردیدند. نیروی الکترومغناطیس کشف و بررسی و معلوم شد که الکتریسیته و مغناطیس دو جلوه مختلف از یک نیرویند. این نیرو سبب اتصال در مولکول میشود و به کمک ذراتی بدون جرم که فوتون نام دارد، تشعشعات گوناگون گاما، ایکس، ماورابنفش، نور مرئی، مادون قرمز و امواج رادیویی را سبب می شود. پیچیدهترین ساختمان در ماده از ذرات ریزی به نام کوارک پدید میآید که بر مدارهای تشکیل شده از ابر الکرونی در حرکت است. اتمهای عناصر انعکاس و نسخه تکراری از انرژی تولید شده در انفجار بزرگ است و ساختمان و چگونگی کوچکترین ذره نمونهای روشن و گویا از مواد دیگر است در آخر سرعت جسم نمی تواند از سرعت نور تجاوز کند. ماده جلوه دیگری از انرژی است. گرانش نه تنها فضا بلکه زمان را نیز در خدمت دارد.
عالم به انبساط خود ادامه میدهد. اگرانرژی گرانش بر انرژی انفجار بزرگ فزونی داشته باشد ماده و عالم قابل انقباض هستند و تراکم دوباره به مرحله اولیه میرسد تا انفجار بزرگ و عالم دیگری پدید آید.
نسبیت به زبان ساده:
هنگامی که یک الکترون با یک آنتی الکترون (الکترون با بار مثبت) برخورد کند انفجار بزرگی پدید میآید هر دو نابود شده و به این مرحله انتفا می گویند. همه مواد از دو کوارک که پروتون ها و نوترونهای موجود در هستهها را احاطه میکنند و نوترونها که اشیاء سریع و بدون جرمی هستند که در واکنش های هستهای به بیرون پرتاب میشوند، تشکیل شدهاند. این ذرات مادی به نوبه خود تحت تأثیر چهار نیرو میباشند. نیروی هستهای قوی که کوارکها را در هستههای اتمی به هم میپیوندد. نیروی هستهای ضعیف که موجب برخی از انواع واپاشی رادیواکتیو میشود. الکترومغناطیس که اتمها را به شکل مولکولها و مولکولها را به شکل اجسام قابل رویت به هم متصل میکند و بالاخره نیروی گرانش مجموعه متفاوتی از ذرات یا بوزونها از عواملی هستند که این نیروها را میان ذرات، افراد و اجرام آسمانی منتقل میکنند.
مفهوم گرانش در نسبیت اینشتین:
در فیزیک نسبیتی اگر شی متحرکی تحت تأثیر نیرویی قرار نگیرد بر خطی مستقیم حرکت خواهد کرد. به عقیده اینشتین گرانش نیرو نیست. خورشید سیاره را به طرف خود نمیکشد. زمین اشیاء را به طرف خود نمیکشد. آنچه روی میدهد این است که هر توده بزرگ ماده نظیر خورشید، موجب آن میشود که جا گاه در پهنههای اطراف خود انحنایی پیدا کند. هر چه فاصله تا خورشید کمتر باشد انحنا هم بیشتر است. به عبارت دیگر در نزدیکی تودههای بزرگ ماده به صورت غیر اقلیدسی درمیآید. صفحه لاستیکی را در نظر بگیرید که به طور کامل کشیده شده باشد اگر گلوله داغی را روی این صفحه قرار دهید یک فرو رفتگی در آن ایجاد میشود و گلوله به طرف پایین میآید. در این مورد صفحه گلوله را به طرف خود نکشیده است بلکه یک میدان فرو رفتگی، با چنان ساختمانی ایجاد کرده که گلوله با انتخاب مسیر حداقل مقاومت به طرف آن غلتیده است. جا گاه هم به احتمال زیاد به این طریق بر اثر وجود جرمهای بزرگی چون خورشید انحنا یا تابیدگی پیدا میکند. این انحنا یا تابیدگی همان میدان گرانشی است. سیارهای که به دور خورشید میگردد مدار حرکت آن از آن لحاظ بیضی نیست که خورشید آن را به طرف خود میکشد. بلکه بدان علت است که ساختمان ماده چنان است که بیضی مستقیمترین مسیر ممکن است که سیاره میتواند در جاگاه داشته باشد چنین مسیری ژئودزیک نام دارد. ژئودزیک خطی واصل بین دو نقطه است که طول آن ماکزیمم یا مینیمم باشد یعنی از همه خطوط دیگر واصل بین آن دو نقطه بلندتر یا از همه آنها کوتاه تر باشد. مفهوم ژئودزیک یک تعمیم خط مستقیم است. هر خط مستقیمی که تمام آن بر یک سطح قرار گیرد مانند مولد استوانه یا مخروط ژئودزیک آن میباشد.
مراحل عمر ستارگان:
هر ستاره از بدو تولد تا رسیدن به حجم ثابت معتدل دورانهای مختلفی را می گذراند که 1015×2 سال طول میکشد. خورشید ما هنوز 1013×5 سال از این دوران را گذرانده است. انرژی ستارگان از واکنش های شیمیایی تولید میشود. هر ستارهای از مرحله پیدایش تا مرگ سه مرحله را میگذراند:
1- منقبض میشود و سپس واکنشهای هستهای در آن آغاز میشوند و ستاره پر نور و بزرگ میشود تا آن که مبدل به غول پیکری سرخ شود.
2- آن چه پس از آن انجام میشود به کتاب نجوم و اختر فیزیک مقدماتی جلد (2) رجوع شود.
3- ولی در هر حال نتیجه اصلی خنک شدن احتمالی مرکز ستاره، چروک خوردگی آن و تبدیل شدن ستاره به یک کوتوله سفید است (در مورد ستارگانی به اندازه خورشید).
مطالب گوناگون از فیزیک و نسبیت:
1- مبنای نسبیت عام، نیروی گرانشی است و مبنای نسبیت خاص حرکت بسیار سریع است. گرانش بر زمان تأثیر میگذارد. هر اندازه گرانش بیشتر باشد زمان کندتر می گذرد و هر اندازه گرانش کمتر باشد زمان طولانی تر میشود.
وقتی ما از فاصله 100 متری جسمی را می بینیم شکل این جسم متعلق به ثانیه قبل بوده است. وقتی ما خورشید را در آسمان میبینیم این شکل خورشید در 8 دقیقه قبل بوده است.
2- جرم و انرژی برابر E=mc2 ماده- انرژی منجمد است، نور دارای جرم است.
3- ستاره یا کهکشانی که از ما دور می شود تغییر فرکانس آن به رنگ قرمز گرایش مییابد و ستارهای که به ما نزدیک میشود تغییر فرکانس آن به رنگ آبی است. آبی نوری است با فرکانس زیاد و طول موج پایین، ارتباط با انرژی و درجه حرارت فوق العاده زیاد میباشد. اگر ستارهای با سرعت نور از ما دور شود ما یک ذره نورانی را در عالم از دست میدهیم و رنگ آن قرمز میشود. اما اگر همین ستاره با سرعت نور به ما نزدیک شود با دمای فوق العاده خود ما را ذوب میکند.
4- انرژی جنبشی جسم میتواند کاهش یابد و آن کاهش جرم جسم میباشد و جرم جسم با افزایش سرعت زیادتر میشود. پس این نکته که جرم جسم همیشه ثابت است اشتباه میباشد. هم جرم و گرانش هر دو تغییر میکنند.
5- با استفاده از اشعه گاما با انرژی معادل دو برابر جرم الکترون، میتوان یک الکترون و یک ضد الکترون ساخت و همدیگر را خنثی میکنند، انرژی بزرگی پدید می آید و تنها چیزی که باقی میماند جریانی از اشعه گاما است.
6- هر جسم در حال سقوط کمی از انرژی نهفته (پتانسیل) را از دست میدهد. گرانش میتواند نور را متوقف و ایجاد سیاه چال (حفره سیاه) کند.
7- هر جسم در حال سقوط به داخل سیاه چال مقدار زیادی از انرژی نهفته را آزاد میکند. نابودی ستارگان ایجاد گرانش شدید میکند. انرژی نهفته آزاد شده در اثر گرانش میتواند مبین وقایع کیهانی شدید باشد.
8- در مرکز کره زمین گرانش صفر است و حالت بی وزنی در آنجا پیش میآید. اگر کره زمین آن چنان متراکم و در هم فشرده و کوچک شود که قطر آن به 3 سانتی متر برسد گرانش زمین بسیار زیاد میشود و تبدیل به یک سیاه چال میشود و نور نمی تواند از آن فرار کند.
9- با متراکم ساختن ماده، گرانش موجب آزاد ساختن مقدار عمدهای از انرژی نهفته ماده میشود. هنگامی که سوخت هستهای ستارهای پایان پذیرد بزرگ و شعله ور میشود و سپس تحت تأثیر گرانش، متلاشی و به کوتولهای سفید تبدیل میشود. ستارههای بزرگتر به پولسار، ستاره نوترونی یا ستاره تپنده تبدیل میشوند که مرتب نورافشانی میکند. گرانش در پالسار بسیار شدید است به طوری که جرم یک حبه قند در آن به صد میلیون تن می رسد. نام دیگر ستاره نوترونی، ستاره خنثی است. (حفره سیاه ـ سیاه چال ـ پولسار ـ نواختر ـ ستاره تپنده ـ کوتوله سفید و ستاره خنثی همگی نام |