مرتبط با :
باقی مانده (ستاره) پس از نابودی آن هستند که البته هر کدام به اندازه و جرم ستاره مورد نظر بستگی دارد.)
10- از پولسار اشعه x گسیل میشود. سیاه چالی که 6 برابر خورشید جرم داشته باشد قطر آن فقط حدود 50 کیلومتر است. چرخیدن پولسارها میتواند موجب دفع اجسام متلاشی شده و اثرات جدید ضد جاذبه را به وجود آورد.
11- نور متشکل از ذرات است. انتشار تحریک شده نور در پرتوهای لیزر و ساعتهای اتمی به کار میرود. هر اتم در کیهان یک ساعت است. نور ارتعاشات الکتریکی است. فرکانس نور قابل رویت حدود 1015×5 ارتعاش در ثانیه میباشد و برابر است با باز آراستن ذرات داخل اتمها که موجب دفع یا جذب انرژی به شکل نور میشود. انرژی که توسط ذرات نور منتقل میشود بستگی به فرکانس نور یعنی تکرار آن در هر ثانیه دارد و اگر فرکانس نور دو برابر شود، انرژی هر ذره نور هم دو برابر میشود.
12- لیزر (تقویت نور یا انتشار برانگیخته تشعشع): مانند سربازان ارتش جاویدان هخامنشی که به ستون خود ملحق میشوند در این نوع عملیات در ابرهای گازی بین ستارگان ادامه دارد. امواج نورانی لیزر فوقالعاده خالص، یک دست، پیوسته و متمرکز است. فوتونهای نور معمولی به صورت نامنظم و پراکنده هستند اما نور لیزر پرتوهای آن همدوس- هم فاز و در یک طول موج هستند که حتی میتواند یک فلز را ذوب کند.
13- ساعت اتمی: ساعتهای اتمی استاندارد از پرتوهای پیوسته عنصر سزیوم استفاده میکنند. اتمهای این عنصر میتوانند به نحو معینی خود را بازآرایی و موجب انتشار امواج کوتاه شوند. ثانیه در فیزیک جدید عبارت است از: 770/631/192/9 فرکانس یا ارتعاش تشعشع مایکروویو (امواج کوتاه) انتشار یافته از اتمهای سزیوم 133ـ شاعتهای اتمی در مقابل گرما ـ سرما ـ رطوبت و ضربات مکانیکی مقاوم هستند و جرم آنها در حدود 5 پوند است.
انفجار بزرگ و انبساط جهان:
کیهان شناسی جهان را در مقیاس بزرگ مطالعه میکند. تا صد سال پیش اخترشناسان تصور میکردند کل جهان هستی همین کهکشان راه شیری است. اما در سال 1920 میلادی ادوین هابل با استفاده از تلسکوپ 100 اینچ مونت ویلسون ثابت کرد که سحابیهای رگهای ضعیف که در تمام آسمان یافت میشوند در واقع مجموعههای غول پیکری از ستارگان شبیه به کهکشان ما هستند اما در فاصله بسیار زیادی از ما قرار دارند. او برای اندازهگیری این فواصل بسیار بزرگ کیهانی روشهایی را ابداع کرد و کشف کرد بعضی از کهکشانهای دور دست بیشتر از چند میلیارد سال نوری با ما فاصله دارند. هابل همچنین کشف کرد که کیهان در حال انبساط است و قرمز گرایی طیف کهکشانها نشان میدهد که کهکشانها از ما و از یکدیگر دور میشوند. در میان نیروهای طبیعت، ثقل (گرانش) در شکل دادن به وجوه بزرگ ـ مقیاس جهان و تحول عالم نقش اصلی را دارد. قانون گرانشی نیوتون برای توضیح جهان کاملاً کفایت نمیکند زیرا در فواصل بزرگ کیهانی، آثار نسبیتی اهمیت پیدا میکنند. بنابراین لازم است که در بررسیهای خود از نظریه نسبیت عام اینشتین استفاده کنیم.
کهکشانها و انبساط جهان:
با تلسکوپ ما میتوانیم تعداد بسیار بیشتری از ستارگان را ببینیم و نشان می دهد ستارگان قسمتی از یک مجموعه بزرگ یا ابری از ستارگان هستند که آن را کهکشان یا راه شیری میگویند. این کهکشان به تقریب 100 میلیارد ستاره دارد که در قرص نامنظمی به قطر حدود 105 سال نوری قرار گرفتهاند. این قرص دارای یک برآمدگی مرکزی است و بازوهایی مارپیچی دارد که ستارگان در امتدادشان تمرکز یافتهاند. با تلسکوپهای بزرگ میتوان حدود 1011 کهکشان را مشاهده کرد. کهکشانهای ابرغولی وجود دارند که در هر یک حدود 1013 ستاره وجود دارد و کهکشانهای کوتولهای نیز هستند که فقط 106 ستاره دارند. کهکشانها در انواع مختلف بیضوی ـ مارپیچی و کروی یافت میشوند. همه کهکشانها در حرکتند، بسیاری از آنها در خوشههایی جمع شدهاند و به دور یکدیگر میگردند و گاهی به هم برخورد میکنند و پدیده شگفت انگیز آدمخواری کهکشانی را به وجود میآورند. در مقیاس بزرگ، کهکشانها حرکتی فرار گونه دارند و از ما میگریزند. اجرام دیگری هستند که از کهکشانها هم سریعتر از ما دور میشوند به این اجرام کوازار میگویند که تندی آنها حدود 90% تندی نور است. سرعت فرار کهکشانها را میتوان به روش انتقال به سوی قرمز تعیین کرد. با اندازهگیری سرعتها و فواصل کهکشانها، هابل کشف کرد این گریز از قاعده ساده ای پیروی میکند. سرعت هر کهکشان نسبت مستقیم با فاصلهاش از ما دارد یعنی کهکشانهای نزدیک به کندی و کهکشانهای دور به سرعت از ما دور میشوند این تناسب قانون هابل نام دارد. که در آن H0 ثابت هابل:
Y بر حسب سال نوری است که مقدار عددی ثابت هابل برابر است با:
(میلیون سال نوری)
انفجار بزرگ:
خوشه کروی ستارگانی است که در نزدیک کهکشان ما یافت میشوند. هر یک از اینها اجتماعی از 105 یا 106 ستاره است. کم و بیش شبیه یک گروه بزرگ زنبوران در آسمان است.
سن پیرترین خوشههای کروی بین 10 تا 16 میلیارد سال است که به خوبی با زمان انبساط سازگار است. سن پیرترین خوشه های کروی، تاریخ تولد اولین ستارگان کهکشان را به دست میدهد. روش دیگر استفاده از سن عناصر شیمیایی می باشد. پس از انفجار بزرگ ستارگانی به وجود آمدند که عمر آنها خیلی کوتاه بود و با یک انفجار ابرنواختری از بین رفتند و عناصر شمیایی خود را در همه جا پراکندند. بخشی از این عناصر سرانجام سر از ابر گاز و غباری دراوردند که بعداً منظومه شمسی شد.
قطعی ترین گواه بر انفجار بزرگ این است که قسمتی از گرمای تابشی ناشی از انفجار اولیه را هنوز میتوان در آسمان یافت. جهان در لحظه اولیه انفجار بزرگ، باید آکنده از مادهای فشرده، در دما و فشار بسیار زیاد بوده باشد. ماده باید با آهنگ عظیمی در حال انبساط بوده باشد و دوام انبساط تا امروز معلول اندازه حرکتی است که در ابتدا داشته است.
در ابتدا، گرمای تابشی گسیل شده از این کره آتشین اولیه از نوع پرتوهای بسیار نافذ گاما و ایکس بوده است. این پرتوها در واقع امواج نوری با طول موج بسیار کوتاهند ولی با انبساط جهان این امواج نوری نیز انبساط یافتند. بنابراین طول موجهای کنونی کره آتشین که هنوز در آسمان هستند بلندتر از طول موجهای نور اولیهاند.
کهکشان راه شیری قطر آن 100 هزار سال نوری و ضخامتش 15000 سال نوری میباشد. منظومه شمسی در حلقه بازویی جبار به فاصله 30000 سال نوری ار مرکز کهکشان فاصله دارد. کهکشان راه شیری هر 240 میلیون سال یکبار به دور محور خود می گردد. منظومه شمسی با سرعت 1130000 کیلومتر در ثانیه در کهکشان حرکت میکند. کهکشانها با سرعت 97 کیلومتر به ازاء هر یک میلیون سال نوری فاصله از ما از این سیاره دور میشوند (طبق قانون هابل).
نسبیت به زبان ساده:
کسی که در حال سقوط آزاد باشد، نیروی جاذبه را احساس نمیکند. سفینههای فضایی در وضعیت سقوط آزاد بی وزناند. سقوط زمین در پهنه عالم با سرعت زیاد صورت می گیرد (در صورت عدم گرانش)، گرانش بر فضا اثر میگذارد.
گرانش میتواند نور را متوقف و ایجاد سیاه چال کند. در سیاه چال زمان متوقف میشود. چون گرانش بر نور تأثیر می گذارد بر زمان هم اثر میگذارد (نظر اینشتین). نور دارای جرم است. فرکانس نور بستگی به انرژی ذرات آن دارد.
جاذبه یا گرانش ممکن است تغییر مکان دهد. نور دارای جرم است و جاذبه مانند هر جسم معمولی آن را منحرف میکند. انحراف نور به این دلیل است که گرانش فضا را تاب میدهد. در فضای تابیده اجسام بدون نیرو مستقیم حرکت میکنند. جسم چرخنده بزرگ، فضا را به گرد خود میکشاند. نور نمیتواند به خط راست سیر کند چون نور جرم دارد و جسم است و لذا تحت تأثیر گرانش میل دارد که به طرف زمین سقوط کند. بیرون از سطح سیاه چال یک ناحیه خنثی کننده (سپر امنیتی) وجود دارد که اِرگوسفر نام دارد و جسم واقع در این منطقه مجبور است با سرعت زیاد بر اطراف سیاه چال بچرخد. اِرگوسفر از هم درآمیختن فضا و زمان حاصل میشود. فضا چیزی است که نور در آن حرکت میکند و زمان مدت حرکت نور در فضا است. اگر از محتویات مقداری از فضای تهی شمارشی به عمل آید و سپس تمامی اتمهایی که در آن وجود دارند (مانند مقداری اتم و ...) را از موجودی کم کنیم چیزی باقی میماند که انرژی قادر به آفرینش آن است. انحنا متمرکز فضا در حاشیه سیاه چال میتواند بعضی از این ذرات ناشناخته را به ذرات پایدار ماده و نور تبدیل کند.
ستارگان، زمین و زندگی:
1- ابتدا ذرات بنیادی بدون جرم به ذرات جرم دار تبدیل شده و پس از آن اتمها ـ مولکولها و کهکشانها و ستارگان به وجود آمده و از تحول و تکامل آنها مولکولهای زنده به سلولهای جاندار و حیوانات و به انسان متفکر تبدیل گشتهاند.
2- به وسیله فسیلهای نوری یا کیهانی میتوان گذشته را مشخص کرد چیزی شبیه ماقبل تاریخ فسیلها و اسکلتهای جانوران مدفون در سنگ.
3- در دمای انفجار بزرگ، نظریههای فیزیک قابل اجرا نبوده و تمام قوانین فیزیک از بین میروند. فیزیک کوانتوم توجیه کننده اعمال اتمها و واکنشهای آنهاست.
به شرطی که تحت تأثیر گرانش بسیار زیادی واقع نشوند. نظریه نسبیت وضعیت ماده را در نیروی گرانشی قوی مشخص می کند به شرطی که آنها را به صورت مجموعه اتمها در نظر نگیریم.
4- کوارکها اولین ذراتی هستند که بعد از بیگ بانگ به وجود آمدند.
5- جهان در ابتدا پرتو بود که این پرتوها تبدیل به کوراک شدند و کوارکها تبدیل به ماده شدند. از این لحظه نیروی گرانشی باعث متراکم شدن ماده میشود که ابتدا کهکشانها و بعد ستارگان را تشکیل دادند. ستارگان پس از مرگ منفجر شده و مواد درونی خود را به اطراف پراکنده کردند. این بار نیروی مغناطیسی به میدان آمد و هستهها را با الکترونها پیوند داد که اتمها و مولکولها تشکیل شدند. مولکولهای هیدروژن، هلیم، کربن، ازت، اکسیژن، آلومینیوم، نیکل و آهن با یکدیگر مجتمع شده و سیارات را تشکیل دادند. سپس در جو زمین از پیوند مولکولهای ساده نظیر هیدروژن ـ کربن ـ ازت ـ اکسیژن ـ متان ـ آمونیاک و ... و ترکیب آنها با همدیگر مولکولهای آلی لازم را برای تشکیل موجودات زنده به وجود آوردند.
6- جهان در همه حال تحول از حالت ساده به سوی حالتی با تنوع و پیچیدگی بسیار بوده است.
7- تعادل به معنای مرگ میباشد. یک جسد در حالت تعادل است. مولکولهای متنوع و پیچیده آن به تدریج از بین رفته و تبدیل به مولکولهای سادهتر میشوند. (همان قانون دوم ترمودینامیک) 8- قانون اول ترمودینامیک: بقای جرم و انرژی ـ کلیه سیستمهای جهانی تمایل و گرایش به سوی حالتی با انرژی یا جرم پایین تر دارند. قانون دوم آن کشش به سوی انرژی یا جرم پایین تر میباشد. |