مرتبط با :
که نور نتواند از سطح آن فرار کند. مرز این ناحیه یعنی جایی که با ورود به آن هرگز نمیتوان از آن گریخت افق رویداد یا به زبان اختر شناسان شعاع شوارتزشیلد میگویند. زیرا هر حادثهای که در آن اتفاق بیفتد برای ناظر خارجی قابل رؤیت نیست.
شعاع شوارتزشیلد تنها به جرم جسم بستگی دارد. یک سیاه چال به جرم خورشید دارای شعاع شوارتزشیلدی برابر 3 کیلومتر است. یک جسم 2 برابر جرم خورشید دارای شعاع 6 کیلومتری است. هر جسمی اگر کوچکتر از شعاع شوارتزشیلد خودش باشد میتواند یک سیاه چاله باشد همان طور که اشاره شد اگر کره زمین را به شعاع یک پرتقال فشرده کنیم گرانش و چگالی آن به قدری زیاد میشود که تبدیل به یک سیاه چال خواهد شد.
مادهای که سیاه چال را تشکیل میدهد تمام خواص بهینه خود را از دست میدهد. به یک ماده که در داخل افق رویداد قرار میگیرد تنها ممکن است سه خاصیت، جرم، اندازه حرکت زاویهای و بار الکتریکی را نگه دارد. به نظر میرسد سیاه چالها از نظر بار الکتریکی خنثی باشند زیرا ستارگانی که فرو میریزند و سیاه چاله تشکیل میدهند نمیتوانند بار الکتریکی ساکن بزرگی داشته باشند. به نظر میرسد سیاه چالها اندازه حرکت زاویهای داشته باشند و تا حدی چرخش کنند چون هر چیزی در جهان باید دوران داشته باشد.
به سیاه چال چرخان، سیاه چاله کِر گفته میشود به هنگام نزدیک شدن به یک سیاه چال آن چه ما در فضا ـ زمان احساس میکنیم کشیده شدن به دور جرم چرخان میباشد. افق رویداد هم جایی است که هرگز نمیتوانیم از داخل آن فرار کنیم. سیاه چال جایی است که در آن زمان متوقف میشود به طور کلی در نزدیکی هر جسم بزرگ آسمانی به علت گرانش شدید زمان کندتر از بقیه نقاط میگردد. اگر به سوی یک سیاه چال حرکت کنیم به تدریج زمان آهسته تر میشود که ما خودمان این کم شدن گذشت زمان را حس نمیکنیم و به آن اتساع زمان میگویند. اگر هر جسمی (سفینه فضایی ـ انسان و ...) به داخل سیاه چال سقوط کند هرگز راه برگشت ندارد و اصطکاک- بدن انسان را تا میلیونها درجه سانتی گراد داغ میکند و ما در یک لحظه تبدیل به پرتوگاما و ایکس خواهیم شد.
آینده خورشید
چه بر سر خورشید خواهد آمد؟
از عمر خورشید ما تا به حال 5/4 میلیارد سال میگذرد (سن زمین و تمام سیارات منظومه شمسی همین اندازه است.) خورشید اکنون در مرحله رشته اصلی خود را میگذراند. رشته اصلی بیانگر جوانی خورشید است. به طور کلی هر ستاره دارای 3 مرحله است: تولد ـ جوانی و مرگ. تولد و مرگ خورشید ما هم مانند تمام ستارگان عالم است. همانطور که سرگذشت یک انسان سرگذشت تمام افراد بشر است. عمر مورد انتظار برای خورشید در رشته اصلی 10به توان10 سال است. در نیمه دوم این دوره نورانیت خورشید به آرامی و به طور نامحسوس افزایش مییابد و با افزایش سن خورشید به بالای رشته اصلی منتقل میشود. خورشید ما در 4 میلیارد سال بعدی به نورافشانی ادامه خواهد داد و اندازه آن به تدریج بزرگتر خواهد شد. در مدت 5/4 میلیارد سال، درخشندگی خورشید حدود 50 درصد و قطر آن حدود 25 درصد بزرگتر از مقادیر فعلی میشود. در همین زمان، مرکز خورشید همه هیدروژن خود را مصرف میکند و تمام آن به توسط واکنشهای گرما هستهای به هلیوم تبدیل میشود. آنچه در مرکز باقی میماند یک مغزی هلیوم یعنی یک منطقه کوچک چگال است که به طور کامل محتوی هلیوم است. خورشید در مرحله دوم عمر خود تبدیل به یک غول سرخ خواهد شد. الان که خورشید در رشته اصلی میباشد بین نیروی گرانش و نیروی هستهای تعادل وجود دارد اما در مرحله غول سرخ نیروی هستهای دیگر وجود ندارد و گازهای خورشید از سطح آن فرار میکنند در نتیجه حجم خورشید بزرگ شده، متورم میشود و سیارات تیر ـ ناهید را در خود میبلعد. مرحله سوم مرحله مرگ خورشید است که به تدریج کوچک شده و تبدیل به یک کوتوله سفید و در آخر مبدل به کوتوله سیاه میشود. اگر در مرحله غول سرخ بتوانیم خورشید را ببینیم اندازه بزرگ و دمای پایین خواهد داشت. از زمین خورشید تحت زاویه 60 درجه و به رنگ قرمز تیره دیده خواهد شد. هنگام ظهر قطر آن حدود یک سوم کل آسمان را فرا خواهد گرفت. در واقع خورشید تا چندین میلیون سال دیگر در فاز رشته اصلی دوم (غول سرخ) باقی خواهد ماند و در پایان این دوره به سبب تمام شدن سوخت مغزی آن دوباره کوچک خواهد شد و در هم فرو خواهد ریخت. در مدت 5 میلیارد سالی که طول میکشد تا شعاع خورشید به 100 برابر اندازه فعلی و درخشندگیاش به 1000 برابر درخشندگی فعلی برسد، کره زمین غیرقابل سکونت خواهد گشت. علی رغم آن که دمای خورشید پایین میآید، اما دمای زمین به سبب افزایش درخشندگی خورشید، بالا خواهد رفت. در آن زمان، اقیانوسهای زمین در اثر جوشیدن در جو پراکنده خواهند شد و چیزی جز یک سطح خشک و سوخته در زیرآسمان بر جا نخواهد ماند. در طی توقف خورشید در رشته اصلی دوم دمای سطحی زمین به مقدار معمولی برخواهد گشت. اقیانوسها دوباره متراکم و آب گیرهای خود را پر خواهند کرد و دمای جو نیز کاهش خواهد یافت، به طوری که زمین دوباره خواهد توانست به شکلی مختصر، پرورشگاه حیات شود. سرانجام به هنگام رمبش خورشید به کوتوله سفید (مرگ خورشید) زمین به یک سرزمین بایر تبدیل میشود که نه تنها در آن اقیانوسها منجمد میشوند بلکه خود جو هم یخ میبندد و روی زمین را پوششی از یخ فرامی گیرد.
حدود 5 تا 6 میلیارد سال دیگر، خورشید ما نیز با طی همین مراحل به حالت تورم قدم میگذارد و حجم آن به اندازهای زیاد میشود که حتی فضای فعلی سیاراتی چون تیر و ناهید را فرا می گیرد که دمای زمین را 550 درجه سانتیگراد بالا میبرد. در چنین گرمایی که هیچ موجودی تاب تحمل آن را ندارد. غالب کانیهای زمین به حالت مذاب درمیآیند و آب اقیانوسها به بخار تبدیل شده و در فضا پراکنده میشود. پس از این مرحله خورشید دوباره کوچک شده و هوای زمین رو به سردی میگذارد و بخارهای موجود در فضای زمین به صورت بارانهای سیل آسا و مهیب به زمین فرو میریزد.
نتیجه:
خورشید ما تا 6 میلیارد سال دیگر به پرتو افشانی ادامه خواهد داد. پس از آن به کره گداخته بزرگ قرمز رنگی (غول سرخ) تبدیل خواهد شد و حرارت زیاد آن آبهای سطح زمین را بخار خواهد کرد. یک میلیارد سال خورشید در مرحله غول سرخ میماند پس از آن دوباره جمع شده و به اندازه امروزی تبدیل میشود.
15 میلیارد سال دیگر خورشید مانند کرهای سرد و کوچک سوسو زنان در اعماق فضا دیده خواهد شد و زمین را به کرهای تاریک و یخ بسته مبدل خواهد کرد. خورشید در آخرین مراحل عمر خود که از کوتوله سفید به کوتوله سیاه تبدیل میشود به قدری کوچک میشود که اندازه آن حتی از زمین هم کوچکتر میشود. هنگامی که مرگ خورشید فرا میرسد کره ماه شتابان به سوی زمین نزدیک میشود و تا زمانی که خورشید گرم است به حرکات خویش ادامه میدهد. نزدیک شدن ماه به زمین تا زمانی ادامه می یابد که نیروی جاذبه زمین، سرانجام ماه را متلاشی نموده و به خرده پارههای بی شماری مبدل میسازد. این قطعات از برخورد با یکدیگر کوچکتر و کوچکتر شده و سرانجام همانند زحل به صورت حلقهای در پیرامون استوای زمین به گردش درمیآید. در آن روزها که دیگر ما وجود نداریم و بدن تمام ما انسانها اعم از زشت و زیبا و باهوش و کم خرد و خوب و بد تبدیل به ابر و گاز و سنگ و اشعه و نور و ماده و... شده است روزهای زمین را نور کم رنگ و سرد خورشید که اندکی از مهتاب قویتر است روشن نگه خواهد داشت. حال و هوای آن زمان قهوهای تیره همانند بوف کور و ترانههای داریوش و اشعار خیام و عشق ناکام خواهد بود.
نکاتی از اخترشناسی:
1- کهکشان راه شیری به شکل یک عدسی است با ضخامت 1000 پارسک و شعاع 1500 پارسک و حجم 1011×7 پارسک مکعب.
2- ستارهای به اندازه خورشید ابتدا به غول سرخ و بعد به کوتوله سفید تبدیل میشود.
3- ستارگان بزرگتر از خورشید ابتدا به ابر نوختر و بعد به ستاره نوترونی تبدیل میشوند.
4- سیاه چالهها بیشتر در مرکز کهکشان هستند چون در آنجا چگالی مواد بسیار زیاد هستند.
5- اگر ستاره پر جرمی به یک سیاه چال برمبد (تبدیل شود) فوران نور ماده ایجاد میکند که به آن سفید چال میگویند. ارتباط بین سیاه چال را با خارج کرمچاله گویند.
6- سن، شکل و اندازه جهان از اندازهگیری چگالی آن تعیین می شود.
7- قدرت یک فوران خورشیدی بیش از یک میلیون برابر یک آتشفشان است.
8- یک انفجار ابرابر نواختر معادل انفجار یک میلیون خورشید است.
9- انرژی انفجار یک کهکشان ده میلیون برابر یک ابر نواختر است.
10- مدل اینشتین: غیر اقلیدسی ـ جهان محدود با انحنای مثبت شعاع جهان 20 میلیارد پارسک.
11- اصل کیهان شناختی: همانندی جهان و ماهیت بزرگ مقیاس آن در زمان و مکان.
12- دمای تابش زمینه کیهان 76/2 کلوین است (بازمانده آتش انفجار بزرگ اولیه که اکنون سرد شده است.)
13- اندازه یک ابرغول میتواند به اندازه حجم منظومه شمسی باشد.
14- یک پارسک معادل 26/3 سال نوری میباشد.
15- انفجار کهکشانها از شگفت انگیزترین رویدادهای جهان است.
16- چرخش کل جهان هستی کمتر از یک میلیادیم ثانیه قوسی در هر قرن میباشد.
17- حالت سیاه چال برای ستارگانی با جرم چندین برابر خورشید روی میدهد.
18- جسم سیاه: جسمی که تمامی تابشِها را جذب میکند و تابشگر کاملی هم هست.
19- ستارگانی که در آسمان میبینیم در واقع پسر عموهای کیهانی ما هستند.
20- نیاکان مشترک ما، ستارگان مرده و ابر نواخترانی هستند که در گذشته بسیار دور وجود داشتهاند.
21- نواختر: ستارگانی که ناگهان در چند ساعت نورانیت آنها 100 برابر میشود.
22- ثابت هابل: 55 کیلومتر در ثانیه در یک میلیون پارسک.
23- کوتوله سفید: ستارهای که سوخت هستهای آن به پایان رسیده است.
قلمرو کشکشانها
ستارگان به صورت گروهی در واحدهایی بنیادی به نام کهکشانها یافت میشوند مابین چنین مجموعههایی از ماده هیچ چیز وجود ندارد. کهکشانها از لحاظ شکل و اندازه متنوعاند. راه شیری فقط یکی از چندین شکل کهکشانها را نشان میدهد. ادوین هابل در سال 1920 در کارهای اولیه خود در خصوص کهکشانها، سیستم طبقه بندی بسیار سادهای ابداع کرد که تا کنون نیز ادامه دارد. سه دسته عمده از کهکشانها در سیستم هابل عبارتند از: نوع بیضوی ـ نوع مارپیچی و نوع نامنظم.
کهکشانهای بیضوی: یک کهکشان کروی با خروج از مرکز صفر به صورت E0 و کهکشانهایی که به ترتیب خروج از مرکز بیشتری دارند به صورت E2-E1 و E7… نشان داده میشوند. گروه فرعی تری از کهکشانهای بیضوی منظومه کوتوله است که نمونههای بسیاری از آن در فاصله یک میلیون سال نوری از کهکشان راه شیری یافت میشود.
کهشکانهای مارپیچی: منظومههای پهن شدهای است که ظاهرشان حاکی از چرخش واقعی آنهاست. آنها که دارای هسته روشن بسیار بزرگ و بازوهای پیچ خورده تنگ هم دارند مارپیچهای نوع Sa نامیده میشوند.
انوع دیگر مارپیچی عبارتند از: نوع sbc-sab-sc-sb (مخلوط).
کهکشانهای نامنظم: در واقع هیچگونه تقارن یا ساختار مشخصی ندارند. این کهکشانها شامل دو نوع فرعیاند: کهکشان نامنظم I که نمونه آن ابر ماژلانی بزرگ است و کهکشان نامنظم نوع II. کهکشانهای نامنظم I با ستارگان نوع O و B و نواحی هیدروزن یونیذه مشخص میشوند. طبقه بندی نامنظم II انواع کهکشانهای گوناگون را در بر میگیرد ادوین هابل انواع گوناگون کهکشانها را به صورتی که اغلب طرح طبقه بندی دیاپازونی نامیده میشود مرتب کرد. برخی کهکشانها تکامل یافتهاند. در موارد بسیار نادر، ممکن است دو کهکشان به هم برخورد کنند، خواه با حرکت مورب باشد خواه در استانه ادغام. در شیوههای جدید رصد هستههای چندگانه در درون بیضی کهکشانهای بیضوی آشکار شده است. در مواردی پوستههایی در اطراف کهکشانهای بیضوی آشکار سازی شده و این امر به عنوان نشانهای از ادغام تلقی شده است. به نظر برخی ناظران ساختار کهکشان راه شیری پیامد آثار کشندی ناشی از ابر مازلانی بزرگ (یک کهکشان بینظم) است. در داخل ساختار مارپیچ کهکشان راه شیری بسیاری ستارههای جوان نوع B و O را میبینیم که تولد آنها ممکن است با یک موج چگالی به راه افتاده باشد.
گروه محلی: کهکشان ما فقط یکی از خوشههای کهکشان بسیار متعدد است. گروه محلی مرکب از 28 عضو است. که درون کرهای به شعاع تقریبی 3 میلیون سال نوری واضحاند. 10% کهکشانهای محلی مارپیچی، 40% نامنظم و 50% بیضویاند. به نظر میرسد خوشهای شدن کهکشانها پدیدهای طبیعی باشد. این امر حاکی از آن است که کهکشانها در فضا تنها و سرگردان نیستند، بلکه جزیی از یک گروه کهکشانها به شمار میآیند.
گروه محلی نام خوشهای از کهکشانهاست که کهکشان راه شیری متعلق به آن است.
خوشهای شدن کهکشانها:
کهکشانها به طور منفرد و تنها یافت نمیشوند بلکه به صورت خوشه ای از کهکشانها (مانند خوشه هرکولس) یافت میشوند. در واقع وجود خوشههایی از خوشهها (ابر خوشه) نیز شناخته شده است. در این صورت عالم را میتوان به صورت خوشهای از ابر خوشهها تلقی کرد. گروه محلی ما، همراه با خوشه سنبله (Virgo) و تعدادی از خوشههای کهکشانی دیگر، ابر خوشهای را تشکیل میدهند که میتوانیم آن را ابر خوشه محلی بنامیم. مرکز ابر خوشه محلی ما به احتمال در نزدیکی خوشه سنبله و گروه محلی ما به سمت یک لبه آن قرار دارد. خوشه گیسو نمونهای از خوشه های منظم است زیرا این خوشه شکل کروی خاصی دارد و تراکم کهکشانها نیز به سمت مرکز آن است. کهکشانهای روشن آن بیشتر شامل کهکشانهای بیضوی و انواع SO است. بسیاری از کهکشانها باید تاجهایی شبیه به تاجی که برای کهکشان کشف شده است، داشته باشند. علاوه بر این جرم، |